English Text متن انگلیسی

Persian Textمتن فارسی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Some parts of his letter to Pope Benedict the sixteenth, world Catholicism leader

(whole text was published in BZ-Berlin newspaper in September 2006):

Your Honor, I am holder of the greatest and most crowded independent religious meetings in Iran that I am in disfavor of government. The main reason to my pressures; limitations; social, mental and physical restrictions by government are just governmental religion rejection and unbelief to materialistic pacifism; theism and humanism are my mottos during many years. My modest life and also my father's life, who was one of the greatest clerics in Tehran, have caused society to public trend and a way to people nearness to great God… I have always been under governmental hostility. The government is claimer of Islamic ethics and shi'ite but they are hostile toward me who I am a famed cleric from the chain of prophet and his family so that others could not believe that my sin is just I do not wanting mixed religion and politics and lose my afterlife just with the value of worldliness. My unforgivable sin is just revealing Islam reality that its mottos are unity, laxity and forgiveness. I read out the shi'ite that its leader woke up his killer and gave him the opportunity of running away and also after terror advised his sons: "if you forgive my killer, it will be better for your injured father…" I am on threshold of being killed, now that I write this letter to you, it is fifty days that my house is encircled by governmental force and the order of execution by a firing squad of my followers and me has been issued but with the help of God I have avoided surrender and I have been ready to be killed.

 

استمداد از پاپ اعظم، رهبر كاتوليكهاي جهان

خدمت عالیجناب پاپ اعظم

با سلام و احترام

اینجانب سید حسین کاظمینی بروجردی صاحب بزرگترین جمعیت مستقل مذهبی ایران هستم که مغضوب حکومت میباشم و سالهاست که مورد آزار و اذیت وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت هستم.

دلیل عمده فشارها و حصرها و تنگناهای اجتماعی و تبلیغی و روانی و جسمانی بنده، طرد دین دولتی و ناباوری به دنیاطلبی است. شعار حقیر در طول سالیان متمادی، صلحجوئی و خداگرائی و بشردوستی می‏باشد.

زندگی ساده من و پدرم که از بزرگان علماي تهران بوده سبب گرایشات عمومی جامعه شده و وسیلهای برای تقرب مردم به خدای بزرگ گردیده. پدرم مردمدار و تکیهگاهی برای گرفتاران و بیچارگان شهر بود که چهارسال قبل به طرز مشکوکی در بیمارستان درگذشت و بلافاصله مسجدش که نیم قرن در آن عبادت الهی میکرد مصادره گردید و مزارش که در بیرون مسجد نور ميدان خراسان تهران قرار داشت تخریب شد و زائرانش دستگیر و در زندان شکنجه گردیدند و اكنون نيز متعهد به عدم ورود به آنجا مي‏باشند.

بنده در طول چهارده سال گذشته همواره مورد خصومت حکومتی قرار گرفتهام که مدعی اسلامخواهی بوده و از تشیع دم میزده اما با یک روحانی سرشناس از سلسله خاندان پیامبر و آلش چنان ضدیتی میکرده که به باور دیگران نخواهد آمد.

گناه من آنست که نمیخواهم دیانت و سیاست را درهم بیامیزم و آخرتم را به قیمت دنیامداری از دست بدهم، جرم نابخشودنی بنده آنست که حقیقت اسلامی را عیان میسازم که شعارش مصالحه و مسامحه و تساهل و گذشت است. تشیعی را بازخوانی میکنم که پیشوایش، قاتل خود را از خواب بیدارمیکند و مجال گریز به او میدهد و پس از ارتکاب ترور، سفارش وی را به فرزندانش میکند که اگر مورد عفو قرار گیرد برای پدر مضروب و مجروح بهتر است.

اکنون که برایتان نامه مینویسم در آستانه قتل قرار دارم و پنجاه روز است که منزلم در محاصره نیروهای دولتی قرار دارد و حکم تیرباران حقیر و یاران و پیروانم صادر گردیده، ولی به یاری خداوند از تسلیم شدن اجتناب کردهام و مهیای کشته شدن میباشم. هر لحظه احتمال حمله پلیس و چماق به دستان حکومتی به خانهام میرود در حالی که همسر و فرزندانم کفن پوش و چشم به راه قاتلین هستند.

عالیجناب، آخرین جلسه دعا و نیایش من به گزارش خبرنگاران داخلی و گواهی فیلمها و عکسهای موجود در بزرگترین ورزشگاه سرپوشیده ایران به میادین و خیابانهای اطراف آن رسید و سبب حیرت ملت و غضب دولت گردید. اکنون پیروانم در چنگال ظالمان مدعی اسلام قرار دارند و در شکنجهگاههای مخوف جان میدهند.

رسانههای جمعی داخلی تحت بایکوت و سانسور شدید وزارت اطلاعات قرار دارند و کلمهای از من نمینویسند و خبرگزاریهای بینالمللی که به پخش مسائل بنده میپردازند با جمعآوری ماهوارهها در داخل کشور روبرو میشوند. فلذا چارهای جز کشاندن این وضع اسفناک به سازمان ملل نبوده و باید از طریق سازمانهای مدافع حقوق بشر مانع ادامه تجاوزات گردید.

انتظار میرود که دیدهبانهای حقوق بشر و حافظین صلح برای حمایت از دین آزاد و سنتی مورد تبلیغ من مداخله کرده و از جان بنده و خانواده و یاران و پیروانم محافظت نموده و صدای محصور مرا به جهانیان برسد.