نامه به رهبر کشور و مسئولين
بلندپايه
رونوشت اين نامه به بعضي از اكابر
گذشته و حال نظام در آن زمان ارسال شد.
سلام عليكم
حقير در سالهاي گذشته در تلاش براي جذب جامعه به آباء
گرام و اجداد كرام با ابزار قلم و بيان، در ميادين مختلف فكري و فرهنگي، سعي بليغي
را منظور داشتم تا از تمدّن آسماني در برابر تهاجمات بيگانه، حفاظت نمايم و در اين
راستا، توفيقات وسيعي را از حقتعالي دريافت نمودهام كه حسن ظنّ جامعه در اقبال
به كتب و نوارها و مجالس گذشته بنده، برهان قاطع آن است. ولي متاسّفانه از همان
آغاز راه، با كارشكنيها و اشكالتراشيهاي دادسراي ويژه روحانيّت و وزارت اطلاعات
مواجه بودهام و با اينكه روش غير سياسيام روشن و بيپرده و عيان بوده، امّا با
پروندهسازيهاي غير اصولي و ناعادلانه روبرو بودهام كه بعضاً مواجه با زندان و
بازجوئيهاي شكننده و حصارها و تهديدها و تعقيبها بوده كه روند پرونده ما در
دادسراي ويژه، گواه آنست.
تمامي منقوشات پروندهاي من، عبارت است از: ميگويند و
گفتهاند و گزارش دادهاند! و يا اقرارنامهها و اعترافات ناشي از فشارهاي عصبي و
تنشهاي خانوادگي بوده كه براي عبور از مرز شبهات، ميتوان به يك فرد يا هيئت منتخب
بيغرض، مجموعه حركت تبليغي و اجتماعي حقير را طيّ 13 سال گذشته ماموريت داد تا
صحّت و سقم جريانات گفته و ناگفته را بيرون بكشد و حقّ و ناحق را تميز دهد.
در پايان متذكر ميشوم با وجود
آنكه براي چندمين بار فعاليتهاي من به تعطيلي تحميلي رفت، كماكان مشي گذشته حقير، سكوت و تحمل بوده و به نشر
اخبار تلخ خشونتهائي كه بر من وارد شده به خبرگزاريهاي شرقي و غربي رغبت نشان
ندادهام، امّا دورنماي اين همه تجاوزات و تعدّيات و حرمتشكنيهائي كه از بيان آن
شرم دارم را وحشتناك و جبرانناپذير مييابم.
به اميد آنكه شما مقامات كبار نظام، مانع از گسترش
بلاياي خانمانسوز استحاله اعتقادي و ديني مردم شويد و با دلسوزي تمام، كميتهاي
تاسيس كنيد تا براي مهار سيلاب ويرانگر "يخرجون الناس من دين الله افواجا"،
تدابيري اساسي، به فوريت اتخاذ گردد.