English Text متن انگلیسی

Persian Textمتن فارسی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

Ayatollah Boroujerdi’sletter to the Ulema and teachers of Al-Azhar University

 

To the Islamic Ulema and authorities of theological school


To the chancellor of Al-Azhar university and the teachers and students of Islamic science


As a religious prisoner leader who is one of the descendents of the holy prophet, Mohammad, I would like to inform you that I have been imprisoned for years by the government which claims to be spiritual and republic and I have become old and decrepit due to tortures in the various, hidden and appalling sections of the dictatorship of Iran. My sin is only defending God against the imperialists pretending to be clergy who the result of their government is only massive apostasy of people. I have spent my life in cause of attracting society to the Islam which is without politics and people’s attention and favour to this matter has made the authorities of governmental Islam anger.

I ask all Muslim scientists who want to elevate and promote monotheism, all experts in Islamic matters who are desirous of world reverence for this heaven religion and all defenders of the holly book of God and the practice of Prophet Mohammad to accept and respond to my call for separating the religion from the state and to demand the complete and extensive separation of Islam from every kind of material and worldly defilements and contaminations in order to clear Muslims of terroristic accusations and to clear the world distrust and negative propagations on the entity of this Hanif religion.

The 30-year-old history of Islamic Republic of Iran showed that the presence of religious authorities and Muftis in executive, official and credit cadre of government annihilates the worth and credit of divine and sacred beings and leads to distrust all God’s orders. The gloomy experiences of the current history of Iran indicate that people are avoiding the integrity of religion and theism massively and multilaterally due to the acts of this religious government. And the reason of my conflict with Shiite governors is my protests against their unlimited and excessive domination as they believe in Vilayat-e-Faqih, it means their vilayat is along and equal to the Vilayat of God. This belief will finally bring misery and poverty of people, plunder of the treasury of country, and increase in cruelty, crimes and harshness which are the cause of people’s distaste for traditional religion. Since they do what they want under the name of prophet and Islam, people are disgusted with divine and spiritual things and nobody follows prophet’s thought and culture anymore.

I hereby ask all reformists, liberals and justice seekers in all over the world to consider the bad results of interference of religion in politics according to real numbers and statistics existing in Iran and to announce the dangers of material and carnal abuses of certain religious principles and to save the involved Muslims in conflict and war from existing dangers.

Let it not remain unsaid that most of the great Shiite clergies in Iran are under the torments of military, Security and Information systems due to their religious independence and non-cooperation with government.

With the hope of removing the desecration of Islam and appearance of Islamic unity with fulfillment of the sacred slogan “the Islam without the politics”

Seyed Hosein Kazemeini Boroujerdi

5 May 2009 - Yazd prison


 

نامه آیت الله بروجردی به علماء و اساتید دانشگاه الازهر مصر

محضر مبارک علماء اسلام و حوزه های علمیه دینی

خدمت ریاست دانشگاه الازهر و اساتید و دانشجویان علوم اسلامی

سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اینجانب پیشوای مذهبی زندانی که از شجره طیبه اهل البیت هستم و مدتها است که در اسارت حکومت مدعی جمهوریت و معنویت قرار دارم و در اثر شکنجه های وارده در بندهای مخفی و مخوف و مختلف رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران، پیر و ناتوان شده ام و جرمی جز دفاع از حق تعالی در برابر استعمارگران روحانی نما که نتیجه دولتشان" یخرجون الناس من دین الله افواجا " می باشد، نداشته ام و عمری را در جذب جامعه به سوی اسلام خالی از سیاست سپری کرده ام و اقبال عمومی ملت، موجبات خشم داعیه داران اسلام دولتی گردیده است. از همه اندیشمندان مسلمان که خواهان اعتلای کلمه حقه توحید هستند و تمام اسلام شناسانی که حرمت جهانی این مکتب آسمانی را خواستارند و جمیع مدافعین مصحف شریف الهی و سنت خاتم الانبیاء، می خواهم تا برای تطهیر مسلمین از اتهامات تروریستی و زدودن تبلیغات منفی جهانی از موجودیت این دین حنیف، به ندای جدایی دیانت از سیاست پاسخ داده و انفکاک کامل و جامع اسلام عزیز را از هر گونه آلایش دنیوی و مادی مطالبه نمایید. بیلان موقعیت و هویت جمهوری اسلامی ایران در عمر سی ساله اش، نشان داد که ورود مراجع و مفتییان مذهبی در کادر اجرایی و اداری و اعتباری و انعقادی حکومت، باعث لوث شدن مقدسات و الهیات شده و مجموع امیال لطیف لاهوتی و ملکوتی و جبروتی را بی رنگ می سازد. تجربیات غم انگیز تاریخ معاصر ایران زمین، حکایت از رویگردانی های وسیع و همه جانبه مردم از تمامیت دیانت و خداجویی دارد و آنچه که باعث درگیری من با حکام شیعی شده، اعتراضاتم نسبت به سلطه جویی های بی حد و حصر ایشان است که معتقد به ولایت مطلقه فقیه می باشند. یعنی امتداد تولیت ربوبی در قاعده " الست اولی بکم من انفسکم" و نهایتا تهی دستی رعایا و بیچارگی عامه و غارت بیت المال و تزاید قساوت ها و جنایت ها و خشونت ها که عموم را از دین آباء و اجدادی خود سرد می سازد و چون که پای قال الله و قال النبی در میان است، لاجرم تنورتمایلات ماورایی سرد شده و دیگر کسی به دنبال اسم و رسم نبوی نمی رود و فکر و فرهنگ مذهبی به ادبار می شود.

به این وسیله از تمامی مصلحان و آزادی خواهان و عدالت گستران در تمامی بلاد دنیا می خواهم تا نتایج سوء تداخل دیانت در سیاست را طبق آمارهای واقعی و ارقام حقیقی موجود در ایران ارزیابی کرده و خطر بهره گیری های نفسانی و شهوانی و مادی را از اصول مسلم دینی اعلام نموده و مسلمانان گرفتار اختلاف و جنگ و درگیری را از امتداد خطرات موجود برهانند. نا گفته نماند که هم اکنون در ایران بسیاری از اکابر علماء شیعه به خاطر حفظ استقلال دینی و عدم همکاری با حکومت، گرفتار آزار و اذیت دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی و نظامی می باشند.

به امید رفع هتک اسلام و ظهورهمبستگی اسلامی با تحقق شعار مقدس" اسلام منهای سیاست ".

والسلام
سید حسین کاظمینی بروجردی